|
به مهمان شراب عطش میدهد شگفت است مهمانی چشم تو
پرازمثنوی های رندانه است شب عرفانی چشم تو
دلم نیمه شبهاقدم میزند در آفاق بارانی چشم تو
مرا جذب آینه آینه کرد کرامات نورانی چشم تو
از این پس مرید نگاه توام با آیات قرآنی چشم تو......
چشم بستمو توبیا به سپیده واکن باترانه ی نفسات باغچه رو صداکن ای که معنی اسم توآسمون پاکه ریشه ی صدانبضش زیرپوست خاکه باترانه ی نفسات من ترانه میگم اسمتو مث یه غزل عاشقانه میگم بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه بوی پیرهنت که بیاد لحظه ی دیدنه با صدام می یام همه جا تو رو مینویسم روی آینه ی گریه هام گونه های خیسم.......
|
About![]()
تبسم مهر, ....
Home
|